|
خواهشم اینه بمون و کنسلش کن رفتن و یا اگه می خوای بری اینبار نفرین کن من و اینقدر سرت رو پایین نگیر آتیشم نزن این تو و این تیغ و شاهرگ هر چقدر می خوای بزن تیغ بردار دستام و خط خطی کن تلافیه عمری من زدم به قلب تو نگفتی کافیه تو رو به خدا قسم اون طور نگاه نکن به من لااقل چیزی بگو فحشی بده حرفی بزن عزیزم دستات نلرزه تیغ اول و بزن واسه خیانتا و بی محلیای من تیغ دوم و بزن بزار بریزه آبروم من خیانت کردم اما تو نیاوردی به روم سه و چهار و پنج و شش تیغا رو پشت هم بزن وقت جون دادنمم وایسا تو چشمام زل بزن شاید اون لحظه ببینی اشک چشمای من و بیا اشنا کن تیغ و رگهای من و نکته هنوز مهمم چرا گریه می کنی الان وقتشه بیای و منو راحتم کنی اگه باز منو ببخشی دل بسوزونی برام با چه رویی زنده باشم از خجالتت درام بزار با دستای پر مهر تو رو به قبله شم اونطوری شاید بیام حق با تو رو به رو بشم توی این دنیا نشد از تو نگهداری کنم شاید اون دنیا بتونم واسه تو کاری کنم تیغ دستت دادم اما عزیزم یادت نره دل به این سکوت تو از درد تیغم بد تره نکنه فهمیدی مثل خون تورگهایی منی که نه می تونی بری نه تیغ راحت می زنی نکنه می خوای ببخشی نه تو رو خدا بزن اگه بخشیدی عزیزم هی نگاه نکن به من تو که از خونم گذشتی تو که بخشیدی من و خواهشا پیشم بمون و کنسلش کن رفتن و
در خونه چرا بازه چرا این خونه دلگیره
دارم یخ میکنم انگار داره خون از تنم میره
کجا رفتی بدون من که میلرزه همش دستم
چرا حلقت تویه خونست چرا اینو رها کردی
دارم حس میکنم کم کم که پیشم برنمیگردی
بهم ریخت س چرا خونه دلت عزم سفر داره
هوا تاریک شد برگرد آره برگرد خطر داره
نگهداری ازت باسم به زیر سقف این خونه
مثل کبریت تو بادومثل شمع تو بارونه
اینم از آخرین کبریت کشیدم تو مسیر باد
یا برمیگردی یا میری علی الله هر چه بادا باد
توی این خونه می پیچید همیشه بوی عطرتو
بازم باختم تو این بازی بازم یکی به نفع تو
شاید یک روزی این حرفام منو یاده تو بندازه
بفهمی عاشقت بودم بدونه حد و اندازه
تو که رفتی به آرومی ولی قلبم پر از درده
آخه کی مثل من دورت مثله پروانه میگرده
اصلا چی شد به این زودی شدم دلداده و ولگرد
کی دستاشو گرفت اینبار که دستهای منو ول کرد
چیکار کردی که بعد ازتو تموم خونه داغونه
نه انصافا چی کار کردی که از دنیا دلم خونه
فضای خونمون بی تو مثله انبار اندوه
چیکار کردی که بعد از تو تموم خونه بی روحه
شبا فکرو خیال تو چرا خوابم نمیگیره
نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره
حالا که شب به شب رفت وتو هم تنهایی سر کردی
توی تنهایی میپوسم نمیذارم که برگردی
نمیخوام دیگه برگردی تو که تنها نمیمونی
ولم کردی به جرمی که خودت حتی نمیدونی
منم میرم از این خونه خدا حافظ درو دیوار
خدا حافظ شکست من به یاد اولین دیدار
تو دستات گرمه می دونی ولی دستای من سسته
من همخونه ات و ول کن با وجود من وداع کن دارم از این خونه می رم تو فقط من و دعا کن یا بمون منم بمونم یا بزار نیستی نباشم لااقل اشکام و پاک کن زشته اینجوری جدا شم بعد رفتنم از اینجا زندگی از هم می پاشه در و همسایه به طعنه می گن جاش خالی نباشه راستی عکسم رو دیواره اونم از خونه جدا کن اگه دلتنگ شدی روزی در و دیوار و نگاه کن یادگاری ندارم که مبادا جا بزارم جلوم و بگیر بمونم آخه من جایی ندارم کاش می شد فقط یه هفته دیگه با من سر می کردی به قول خودت روزات و پیش من هدر می کردی مگه میشه وقتی نیستم چشماش و رو هم بزاره واسه من خبر بیارن که فلانی بی قراره یعنی الان تو خیابون داره دنبالم می گرده باز خیالاتی شدم من این خیابونا چه سرده انگار جدی جدی بی تو یه فقیر کوچه گردم با اینکه رفتم ولی باز بگی برگرد بر می گردم به خدا قسم که بی تو یه فقیر کوچه گردم گر چه مغرورم ولی تو بگی برگرد بر می گردم
دیگه مجبور نیستی هرجا که می ری ازم اجازه ی رفتن بگیری میشه با هرکی که میخوای بجوشی اصلاً هرچی دلت میخواد بپوشی میشه به هرکی می خوای دل ببندی یا با غریبه ها بگی بخندی وقتی دیر می کنی یا میری جایی دیگه نیستم بهت بگم کجایی دیگه نیستم بهت بگم کجایی ... نرو تنهام نزار با درد و غم هام اگرچه دلخوری از خیلی حرفام به قرآنی که از سایش گذشتم به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام نگو می بینمت یه روز دیگه آخه احساس من اینو نمی گه نمی تونم قبول کنم نباشم تر و خشکت کنه یه مرد دیگه تر و خشکت کنه یه مرد دیگه ... خداحافظ همیشه بهتر ازمن همیشه یا که هر جا سر تر از من تو چشمات بهترین بودم تو دنیا نمی دیدی اگرچه کمتر از من خداحافظ که رفتم بی بهونه از این خونه دلم بدجوری خونه به جای سر به روی شونه من تو یادم خاطرات تو می مونه اگه کوه طلا واست بیاره اگه دنیارو زیر پات بزاره بازم دستای خالیم خوب می دونن که هیشکی قدر من دوست نداره گلت خشک شد ولی هرگز نمرده زمان بوی تورو از خونه برده دلم خوش بود میای یه شب تو خوابم ولی چند ماهه که خوابم نبرده داری می ری ولی پیشت می مونم واست هیچی نبودم خوب می دونم ولی من در عوض هرجا که باشم واست تا آخر عمرم می خونم واست تا آخر عمرم می خونم ... شاید خیلی چیزا می خواستی،اما منم هیچی نداشتم پات بریزم انقدر بغضمو پنهون کردم از تو از اون روزی که تو رفتی ، مریضم قدیما یادمه می رفتی جایی همیشه یه خداحافظ می گفتی چقدر آسون شدم باهات غریبه بازم پشت سرم چیزی شنفتی؟ ... الان داغی نمی فهمی چی میگم مدیونی اگه یادم بیفتی
چند روزه توی اتاقم دارم از دوریت می میرم دل من هواتو کرده هی شماره اتو می گیرم اگه برداری می فهمی پشت خط کی چشم به راته اونی که خودت رو می خواست حالا راضی به صداته اینقدر می گیرمت شاید که برداری یه روز تو که از حال خراب من خبر داری هنوز مگه از یاد تو رفتم آخه قلبم بی گناهه لااقل یه لحظه بردار بگو اصلا اشتباهه زود قضاوت کردی اما مثل خونی تو رگم کلی حرف آماده کردم اگه برداری بگم این همه می گیرمت خوب چرا قطع می کنی پشت خط موندم دوباره با کی صحبت می کنی اینقدر می گیرمت شاید که برداری یه روز تو که از حال خراب من خبر داری هنوز مگه از یاد تو رفتم آخه قلبم بی گناهه لااقل یه لحظه بردار بگو اصلا اشتباهه
دارم از غصه می میرم خدا کاری بکن اینبار که دستای ظریفش رو تو دستام حس کنم یک بار خدا کاری بکن اینبار خدای مهربون من زبونم بند اومد ای وای کجا رفت هم زبون من خدا کاری بکن مردم خدا اونم دلش تنگه اگه می گه مهم نیستم با حسش داره می جنگه اگه می گه تو فکرم نیست می خواد بیشتر پیشش باشم درسته اون ولم کرده دلیل اشک چشماشم خدا کاری بکن اون رفت ازت می خوام که برگرده اینبار قدرش رو می دونم اگر چه اون ولم کرده خدا بگو که برگرده خدا کاری بکن زودباش خدا اون دیگه تنها نیست خدا بهش بگو مردم چرا اون عین خیالش نیست خدای مهربون من دلت میاد که تنها شم بره عشقم تنک و تنها تا کی دلواپسش باشم خدا کاری بکن زودباش خدا صبرم همینقدر بود بگو حرفاشو بخشیدم بگو گنجایشم کم بودم بگو تقصیر من بوده بگو حق داره می دونم بگو به فکر جبرانه بگو قدرش و می دونم بگو دیگه غرورش مرد می خواد پیش تو برگرده بگو سختیه این روزا اون و از راه به در کرده خجالت می کشم از اون بگو چیزی نگه اومد خدا پا در میانی کن شاید از من خوشش اومد
عزیزم دلخوری هام زیاد شده انگاری فصل خزون برگمه می خوام سفره دلمو وا کن به خدا اینبار می گم چه مرگمه اگه هی بیخودی دعوا می کنم خوب می خوام بهم محبت بکنی به خدا بعضی روزا فکر می کنم که داری من و تحمل می کنی جلوی غزیبه ها خیلی بده دستت و از توی دستام می کشی خودم و گاهی به مردن می زنم تا شاید منت من رو بکشی ارزومه یه دفعه جایی می ری بپرسی میشه برم یا که نرم مطمئن باش که بهت می گم برو اما زود برگردی دردت به سرم وقتی می بینم باهام غریبه ای فکر رفتن هی میفته تو سرم اما چون طاقت رفتن ندارم می زنم به بی خیالی می گذرم بی محلیات داره زجرم می ده دیگه از این وضعیت خسته شدم چرا هی دروغ می گم نمی دونم انگاری زیادی وا بسته شدم وقتی بی خودی می گم مریض شدم دوست دارم یه کمی دلواپس بشی به خدا چیز زیادی نمی خوام چی میشه اگه یه کم عوض بشی وقتی که سراغ تو نمی گیرم چی میشه یه بار سراغم بگیری واسه این که بهت محبت بکنم دور از جونت تو هم یک بار بمیری
خداحافظ گل نازم کاشکی مهربون نبودی می دونم سخته جدایی آخه عادت کرده بودی بعد من خودم می دونم سقف زندگیت خرابه اگه غیر اینه عشقم چرا چشمات خیس ابه چرا چشمات خیس ابه سرت و بزار رو شونم عاشقونه بغلم کن یا ازم بخواه بمونم چرا شونه هات می لرزه مگه سردته گل من اگه می گی خوب خوبی چرا خیسه شونه من تو اصلا بگو ببینم چرا ساکتی نمی ری مگه تو نخواستی از من قول موندن و بگیری تو یه لحظه های رفتن سرت و بزار رو شونم می خوام دل بکنم از تو یه کاری بکن نتونم یه کاری بکن که دیگه حرف رفتن و نیارم بزار اشکاتم بباره که حسابی کم بیارم هی توی چشام نگاه کن که من م اشکی بریزم هی ازم بخواه بمونم حس خوبیه عزیزم
خداییش اینطوی بود حال و روزم خداییش حقمه اگه بسوزم ؟ من و از دست حرفات خسته کردی خداییش بد من و وابسته کردی آخه تو مشکل رو می دونستی خداییش تو می خواستی می تونستی جواب مهربونیم و ندادی نگو نه قدرمو نمی دونستی من و از دست حرفات خسته کردی خداییش بد من و وابسته کردی جوانیم و ازم راحت ربودی خداییش اون که می گفتی نبودی انصافا تو رفاقت کم گذاشتی من عاشق رو اصلا دوست نداشتی دل تنهام که رسما بود با تو خداییش مشکل از من بود یا تو حالا که رفتی و از من جدایی سوالم اینه حقم بود خدایی ؟ خداییش حقمه تو اوج دردم پیشم باشی و دنبالت بگردم بهم عاشق شدن رو یاد دادی چقدر زود من رو دست باد دادی خداییش ساده بودم می دونستم زیادی تو رو سر تر می دونستم من و از دست حرفات خسته کردی خداییش بد من و وابسته کردی جوانیم و ازم راحت ربودی خداییش اون که می گفتی نبودی انصافا تو رفاقت کم گذاشتی من عاشق رو اصلا دوست نداشتی دل تنهام که رسما بود با تو خداییش مشکل از من بود یا تو
حالا که تموم شد تو هم داری می ری مبادا دست کسی رو بگیری خدایا نگاه کن درست تو چه وقتی پر از اشکم اما می خندم به سختی گلوم و رها کن تو ای هق هق من می موندم من و اون نبود عاشق من مبادا که عشقم تو قلبش بمیره می ترسم که دست کسی رو بگیره بگین کار اینبار ازم بر نیومد بگین کم آوردم یا صبرم سر اومد بگین باز بیاد و به قلبم بشینه بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه تو احساس من رو چه راحت ربودی اگه من شکستم مقصر تو بودی مگه من رو در حد مردن ندیدی تو دلخور نبودی چرا دل بریدی دل روز و شب رو تو تنهایی سر کرد اگر که تموم دعاهاش اثر کرد بگین اون و دست خدامون سپردم مقصر نبودم ولی پاش و خوردم بگین خیلی وقته که صبرم سر اومد بگین کاری کرده که دادم در اومد بگین خیسه اشکه همه تار و پودم بگین تا بدونه مقصر نبودم راستی الان عزیز من سرت رو شونه کیه صدای خنده های تو الان تو خونه کیه روزای خوب زندگی تمومشون صرف تو شد می گفتی راهمون جداست آخرشم حرف تو شد
|