تبليغاتX
مجید خراطها

مجید خراطها

مجید خراطها

خواهشم اینه بمون و کنسلش کن رفتن و

یا اگه می خوای بری اینبار نفرین کن من و

اینقدر سرت رو پایین نگیر آتیشم نزن

این تو و این تیغ و شاهرگ هر چقدر می خوای بزن

تیغ بردار دستام و خط خطی کن تلافیه

عمری من زدم به قلب تو نگفتی کافیه

تو رو به خدا قسم اون طور نگاه نکن به من

لااقل چیزی بگو فحشی بده حرفی بزن

عزیزم دستات نلرزه تیغ اول و بزن

واسه خیانتا و بی محلیای من

تیغ دوم و بزن بزار بریزه آبروم

من خیانت کردم اما تو نیاوردی به روم

سه و چهار و پنج و شش  تیغا رو پشت هم بزن

وقت جون دادنمم وایسا تو چشمام زل بزن

شاید اون لحظه ببینی اشک چشمای من و

بیا اشنا کن تیغ و رگهای من و

نکته هنوز مهمم چرا گریه می کنی

الان وقتشه بیای و منو راحتم کنی

اگه باز منو ببخشی دل بسوزونی برام

با چه رویی زنده باشم از خجالتت درام

بزار با دستای پر مهر تو رو به قبله شم

اونطوری شاید بیام حق با تو رو به رو بشم

توی این دنیا نشد از تو نگهداری کنم

شاید اون دنیا بتونم واسه تو کاری کنم

تیغ دستت دادم اما عزیزم یادت نره

دل به این سکوت تو  از درد تیغم بد تره

نکنه فهمیدی مثل خون تورگهایی منی

که نه می تونی بری نه تیغ راحت می زنی

نکنه می خوای ببخشی نه تو رو خدا بزن

اگه بخشیدی عزیزم  هی نگاه نکن به من

تو که از خونم گذشتی تو که بخشیدی من و

خواهشا پیشم بمون و کنسلش کن رفتن و

+نوشته شده در جمعه 27 آبان1390ساعت2:49 قبل از ظهرتوسط مصطفی | |

هرشب وقتی تنها میشم حس میکنم پیش منی

دوباره گریه م میگیره انگار تو اغوش منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم میبینم

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من

شبای جمعه که میاد بیای سر مزار من

دوباره باز یاد تو شد زمزمه نبودنم

ببین که عاقبت چی شد قصه با تو بودنم

خاک سر مزار من نشونی از نبودنت

دستای نامردم شهر چرا ازم ربودنت

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم میبینم

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من

شبای جمعه که میاد بیای سر مزار من

به زیر خاکم و هنوز نرفتی از خیال من


غصه نخور ، سیاه نپوش ، گریه نکن برای من

دیگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم

دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم میبینم

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

دیگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم

رو سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت4:23 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

هرجا بری هرچی بشه بدون که دل نمی کنم


هرکی سر راهت اومد بدون که عاشقت منم


هر چی بگی همون میشم هرچی بخوای بهت میدم


هرجا بگی باهات میام جواب قلبتو می دم


اما بدون بدون تو


روز و شبم نمیگذره


اگه که پیشم نباشی


دیگه خوابم نمییبره


اما هنوز تو خاطرم


یاد تو می مونه بدون


این دفعه هم طاقت بیار


یه روز دیگه پیشم بمون


حالا که میری از پیشم فقط بدون دوست دارم


بیا که دلتنگت میشم سر روی شونت بزارم


هرجا باشی بدون که من چشمم هنوز به راهته


چه جوریه که واسه تو جدایی خیلی راحته


اگه بری نمی تونم


یه لحظه هم راحت باشم


داری میری فقط بگو


تا که چشم به راهت باشم


حالا که میری از پیشم


فقط اینو یادت باشه


گر چه هنوز دوست دارم


خدا نگهدارت باشه...

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت4:22 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

خدانگهدار عزیزم
اما نمیشه باورم
توی چشام نگاه نکناین لحظه های آخرم
آخه چطور دلم بیاد
چشماتو گریون ببینم
میرم ولی این و بدون
چشم انتظارت میشینم
میرم ولی گریه نکن
نذار از عشقت بمیرم
اگر توو اوج بی کسی
با عکست آروم بگیرم
میرم ولی بدون یکی
خیلی تو رو دوست داره
یکی که از دوریه تو
سر به بیابون میزنه
خدانگهدار عزیزم
خدانگهدار عزیزم
خدانگهدار
خدانگهدار
خدانگهدار عزیزم
دارم میرم از این دیار
اینجا کسی منو نخواست
تو هم منو تنها بذار
اینجا غریب بودم
ولی هیچکی نپرسید از کجام
مسافرم باید برم
گریه نکن خدا نخواست
دوسم نداشتی اما من
عادت کردم به بودنت
غریب بودم نا مردما
تو رو ازم ربودنت
میرم ولی اینو بدون
فقط تویی دلیل بودنم
مهمون نوازی کردنت
میرم ولی گریه نکن
نذار از عشقت بمیرم
اگر توو اوج بی کسی
با عکست آروم بگیرم
میرم ولی بدون یکی
خیلی تو رو دوست داره
یکی که از دوریه تو
سر به بیابون میزنه
خدانگهدار عزیزم

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت4:20 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

گفتن لحظه آخر
واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو
فقط تو خواب و خیاله

لحظه های آخر تو
توی قلب من میمونه

هیچکی مثل تو بلد نیست
دلم و بسوزونه

بعد رفتن تو
روز و شب واسم سیاهه

میدونم بر نمیگردی
اما باز چشام به راهه

جای پات به روی قلبم
هنوزم تازگی داره

نه باورم نمیشه میگن
که منو دوسم ندار نه

قول میدم
قول میدم وقتی که نیستی
عکستو بغل نگیرم

قول میدم روزی هزار بار
واسه ی اشکات نمیرم

قول میدم وقتی که نیستی
پای عشقتو نسازم

قول میدم در انتظارت
چشمامو به در ندوزم

حالا دیگه گل خشک
دست تنهام یادگاره
منتظر به رات میمونم
تا تو برگردی دوباره

باورم کن ، باورم کن

که بدون تو میمیرم
بی تو تنهام ، خوب میدونی
که تو غصه هام اسیرم
به زیر خاکم و هنوز

نرفتی از خیال من
غصه نخور سیاه نپوش
گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه
بارون بباره رو تنم

دوباره لحظه هام سپرد
منو به باد رفتنم

مجید

بارون میباره و تو رو
دوباره پیشم می بینم

اشک تو چشام حلقه میشه
دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم
بازم بیای به کنارم

شبای جمعه که میاد
بیای سر مزار من

به زیر خاکم و هنوز
نرفتی از خیال من
غصه نخور سیاه نپوش
گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه
بارون بباره رو تنم

دوباره لحظه هام سپرد
منو به باد رفتنم

سهم من از تو دوریه
تو لحظه های بی کسیم

قشنگی قسمت ماست
که ما به هم نمیرسیم

پاییز غریب و بی رنگ
اون همه برگ مگه کم بود
گل من رو چرا چیدی
گل من دنیای من بود

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت4:17 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

نه باورم نمیشه که
تو منو از یاد ببری
تولدم شد بی وفا
از تو نیومد خبری
چشمای من خشک شد به در
حالا کی بی وفا تره
بال و پرش دادم ولی
دیگه واسم نمی پره
اینو بدون دستای من
گرمی دستاتو می خواد
تورو به عشقمون قسم
اون روزارم یادت بیاد
حتی دیگه خدامونم
حتی دیگه خدامونم
به داد ما نمی رسه
گریه نکن که دستمون
به دست هم نمی رسه
تورو خدا بهش بگین
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو چرا
خوشی به من نیومده
بهش بگین سراغشو
از کس و ناکس میگیرم
بهش بگین اگه نیاد
تو انتظارش میمیرم
آخه چرا نگاه اون
چنگی به دل نمیزنه
میگن یکی تو قلبشه
جونمو آتیش میزنه
فقط خدا ازت می خوام
دست تویه دستاش بذارم
جز آرزویه دیدنیش
هیچ آرزوی ندارم
بازم میگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگیره
برگرد بیا به کلبمون
تا سرو سامون بگیره
ببخش اگه قسمت نشد
تویه چشات نگاه کنم
یا سر رو شونه ات بذارم
اسم تورو صدا کنم
تو هم منو بذار برو
اما بدون رسمش نبود
جز تو آخه کیو دارم
دلیله رفتنت چی بود
اون که نخواست پیشم باشی
باید خودش صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو
جواب قلبمو بده
حتی دیگه خدامونم
به داد ما نمی رسه
گریه نکن که دستمون
به دست هم نمی رسه
تورو خدا بهش بگین
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو چرا
خوشی به من نیومده
بهش بگین سراغشو
از کس و ناکس میگیرم
بهش بگین اگه نیاد
تو انتظارش میمیرم
آخه چرا نگاه اون
چنگی به دل نمیزنه
میگن یکی تو قلبشه
جونمو آتیش میزنه
فقط خدا ازت می خوام
دست تویه دستاش بذارم
جز آرزویه دیدنیش
هیچ آرزوی ندارم
بازم میگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگیره
برگرد بیا به کلبمون
تا سرو سامون بگیره

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت4:17 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

بهم میگن ساده نباش دوست نداره
بهم میگن دست تو دست غریبه ها میذاره
بهم میگن که تو منو بازیچه کردی
میگه یه روز میری و بر نمیگردی

نمیدونم عشق منی
غرورم و نمیشکنی
آسمونم زمین بیاد
بدون فقط مال منی
بگو تو هم دوسم داری
بگو تو هم دوسم داری

محرم رو زخمام میذاری

نذار از دوریت بمیرم
نگو که تنهام میذاری


بگو که سردی با همه
دوسم داری یه عا لمه

نذار بگن بازیچتم
بذار بگن دوسم داری
نه نه
نذار که عشق منو تو
رنگ جدایی بگیره
نمیذارم یه بی وفا
عشقم و از من بگیره

بگو که سردی با همه
دوسم داری یه عالمه

ببین همه هستی و مستی
و عشقم و به پای تو باختم
روزگار سردم
رفتی و نیستی و تنهایی اومده
سوختم و ساختم
حالا فقط یه چیز میخوام از تو
بذاری دست توی دستام
خاطره هام ....

بگو که سردی با همه

دلت میاد دم رفتنه
میگی نیا دنبال من
گفتم عشق من
بمون پیش من
دوست دارمن
بمون پیش من

رفتی و منو تنها گذاشتی
من موندم و عکسی که برام گذاشتی
هر شب نگاه می کنم من به عکس تو
دلم تنگ شده واسه اون چشمایی که داشتی
دلمو فقط میدم به تو
هر شب میبینم خواب تو
همه دنیا رو گشتم نبود مثل تو
خانم ببخشید ...

میزنی به گند تو دوست دارم رو
نگو برو تو رو نمیخوام
دارم زجر میکشم عزیزم
دستم و تنها نذار گلم
بذار که فریاد بزنم میخوام بگم دوست دارم

دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم

حرفام تموم شد
دیگه چیزی ندارم بگم
اگه منو نمیخوای
باشه از پیشت میرم
اما بدون بعد میام سراغتو میگیرم
تنهام گذاشتی
ولی بازم برات میمیرم
کاش بدونی بی کسی
چی به روزمن آورد
اینهمه بی مهری هات
تو رو از یادم نبرد
میرم نمیخواد بدون
وقتی تنگ میشه دلم
با چشم گریون میگم
خدانگهدار گلم

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت4:16 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

بگو چی شد که عهدمون شکسته شد
دلت کجاست عزیز نرین من بگو
بگو چرا خدا نخواست

خوب میدونم قلب تو هم
پاک و زلاله هنوزم
تا کی باید تنها باشم
چشمامو به در بدوزم

بگو چی شد مهربونیت
کی جامو تو دلت گرفت
ابرا سیاهه بعد تو
آسمونم گریش گرفت

خوب میدونی که جای تو
خالیه توی خونمون
دست توی دست من بذار
بریم به آشیونمون


من نمیخوام گریه کنم
دلت به حالم بسوزه
نگو فراموشت کنم
نگو که دنیا دو روزه

فقط اگه صدام رسید
یه روز به گوشت عزیزم
بدون که من زندگیمو به زیر پا هات میریزم
نگو غریبم واست
نذار از عشقت بمیرم
تحملم سخته برات
باشه من از اینجا میرم
اما بدون که قلبمو شکستی و دم نزدم
اگه نبردمت بدون
باور نکن خیلی بدم
تنها نرو تنهام نذار
بسه دیگه زجرم نده
برگرد بذار زنده بشم
بیا بال و پرم بده

بسه دیگه زجرم نده
اینو بدون که جای تو
خالیه تو خونمون
دست توی دست من بذار

بریم به آشیونمون

اونجا که هیچ کس نتونه من و ازت جدا کنه

دوباره مثل اون روزا
چشمات منو نگاه کنه
چشمات منو نگاه کنه

اگه میخوای بری برو
بذار که بی تو بسوزم
ولی بدون که تا ابد
چشمامو به در میدوزم

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت4:15 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

کجایی عزیزم ببینی که تنهام
کجایی ببینی چه تاریکه شبهام
چی شد تو نگاهت کس دیگه ای بود
کجایی که بعد تو غم همدمم بود
نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت
بیا تا بریزم اشکامو به راهت
کجایی گل من
تو رفتی میدونم
دلم تنگه واسه تو نا مهربونم

بدون تا ابد تو قلب منی
ولی باز چی شده دلو می شکنی
اونی که پراشو بست و نشست
چه ساده پرید و دلم رو شکست
چه ساده پرید و دلم رو شکست

امیر منتظری
مجید خرا طها
نبودی ببینی چی اومد سر من
کجایی ببینی شکسته پر من
پریدی چه ساده
تو تنها نذارم
میدونی که نای پریدن ندارم
پر من شکسته
نکن نا امیدم
بدون بعد چشمات خوشی رو ندیدم
چه شبها به یادت نشستم میدونی
بسه گریه زاری تو نامهربونی
بدون تا ابد تو قلب منی
ولی باز چه شده دلو می شکنی
اونی که پراشو بست و نشست
چه ساده پرید و دلم رو شکست
چه ساده پرید و دلم رو شکست

چه ساده پرید و دلم رو شکست

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت4:14 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

در خونه چرا بازه  چرا این خونه دلگیره 

دارم یخ میکنم انگار داره خون از تنم میره

دارم دل واپست میشم اگه هستی بگو هستم 

کجا رفتی بدون من که میلرزه همش دستم 

چرا حلقت تویه خونست چرا اینو رها کردی 

دارم حس میکنم کم کم که پیشم برنمیگردی 

بهم ریخت س چرا خونه دلت عزم سفر داره 

هوا تاریک شد برگرد آره برگرد خطر داره 

نگهداری ازت باسم به زیر سقف این خونه 

مثل کبریت تو بادومثل شمع تو بارونه 

اینم از آخرین کبریت کشیدم تو مسیر باد 

یا برمیگردی یا میری علی الله هر چه بادا باد 

توی این خونه می پیچید همیشه بوی عطرتو 

بازم باختم تو این بازی بازم یکی به نفع تو 

شاید یک روزی این حرفام منو یاده تو بندازه 

بفهمی عاشقت بودم بدونه حد و اندازه 

تو که رفتی به آرومی ولی قلبم پر از درده 

آخه کی مثل من دورت مثله پروانه میگرده 

اصلا چی شد به این زودی شدم دلداده و ولگرد 

کی دستاشو گرفت اینبار که دستهای منو ول کرد 

چیکار کردی که بعد ازتو تموم خونه داغونه 

نه انصافا چی کار کردی که از دنیا دلم خونه 

فضای خونمون بی تو مثله انبار اندوه 

چیکار کردی که بعد از تو تموم خونه بی روحه 

شبا فکرو خیال تو چرا خوابم نمیگیره 

نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره 

حالا که شب به شب رفت وتو هم تنهایی سر کردی 

توی تنهایی میپوسم نمیذارم که برگردی 

نمیخوام دیگه برگردی تو که تنها نمیمونی 

ولم کردی به جرمی که خودت حتی نمیدونی 

منم میرم از این خونه خدا حافظ درو دیوار 

خدا حافظ شکست من به یاد اولین دیدار

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت0:32 قبل از ظهرتوسط مصطفی | |

تو دستات گرمه می دونی ولی دستای من سسته
چرا غمگینی و اشکات تموم جونتو شسته
حالا که اومدی پیشم بیا بی گریه و زاری
حقیقت رو بهت میگم جوابم کردن انگاری...
بذار پاتو روی قلبم نذار دست روی احساسم
به جای گریه و زاری یه کم دعا بکن واسم
تموم دکترا گفتن همین روزاست می میرم
نمی دونن دوام شوک نیست نباشی جون نمی گیرم
نبر ولتاژشو بالا نزن شوک من دلم خونه
همین جایی که شوک میدی دلم نیست خونه ی اونه
            دلم نیست خونه ی اونه
حالا قدرتو می دونم گرچه فرصتی نمونده
قربون دلت برم که تو رو تا اینجا کشونده
اگه قسمت موندنم بود تورو تنها نمی ذاشتم
میگفتی بمیر می مردم که نگی دوست نداشتم
ببخش که بودنم واست همیشه دردسر داره
همه میگن امیدی نیست ولی دعات اثر داره
صداتو می شنوم آره چشام اشکاتو می بینه
وقتی داد می زنی پاشو به قلبم خیلی می شینه
نکن گریه گل نازم داره اشکات حروم میشه
بجنب دعام بکن زود باش ملاقاتت تموم میشه
            ملاقاتت تموم میشه
کاش میشد یکی بتونه منو از خواب دربیاره
مگه میشه مرده باشم وقتی که اشکام می باره
اگه حسرتت رو دارم اگه سردو بی قرارم
تورو با چشمای گریون به خدامون می سپارم
نمیگم برات می میرم چون واسه تو زنده بودم
نمیگم عشق منی تو چون تویی همه وجودم
اون دنیا جام خوبه خوبه دلم واسه خوشی تنگه
اون خدا که من می دونم حتی آتیشش قشنگه


                                             اون خدا که من می دونم حتی آتیشش قشنگه...

+نوشته شده در جمعه 21 بهمن1390ساعت11:38 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

من همخونه ات و ول کن با وجود من وداع کن

دارم از این خونه می رم تو فقط من و دعا کن

یا بمون منم بمونم یا بزار نیستی نباشم

لااقل اشکام و پاک کن زشته اینجوری جدا شم

بعد رفتنم از اینجا زندگی از هم می پاشه

در و همسایه به طعنه می گن جاش خالی نباشه

راستی عکسم رو دیواره اونم از خونه جدا کن

اگه دلتنگ شدی روزی در و دیوار و نگاه کن

یادگاری ندارم که مبادا جا بزارم

جلوم و بگیر بمونم آخه من جایی ندارم

کاش می شد فقط یه هفته دیگه با من سر می کردی

به قول خودت روزات و پیش من هدر می کردی

مگه میشه وقتی نیستم چشماش و رو هم بزاره

واسه من خبر بیارن که فلانی بی قراره

یعنی الان تو خیابون داره دنبالم می گرده

باز خیالاتی شدم من این خیابونا چه سرده

انگار جدی جدی بی تو یه فقیر کوچه گردم

با اینکه رفتم ولی باز بگی برگرد بر می گردم

به خدا قسم که بی تو یه فقیر کوچه گردم

گر چه مغرورم ولی تو بگی برگرد بر می گردم

+نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت5:49 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

بیچاره من که بعد تو آواره می شم

باورم نمی شه که رفتی از پیشم

روزا می گذشتن برام اما به سختی

اومدم به دیدنت اما تو رفتی

چاره ی درد من ، مرگم رسیده

اینجا حتی قبله هم صبرم نمی ده

اومدم نذارم عشقتو ببازی

اما این رسمش نبود مهمون نوازی

اره این رسمش نبود مهمون نوازی
می میرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم

می سوزم ، تو نیای چشمامو من به در می دوزم

می میرم ، نگو رفتن من واست فرقی نداره

من میرم اما گریه نکن دیگه فایده نداره

می رم ، می رم ، می رم بدون وداع

می رم ، می رم ، می رم به خاطره ها

می رم ، می رم ، خداحافظ

می رم ، می رم ، می رم بدون وداع

می رم ، می رم ، می رم به خاطره ها

می رم ، می رم ، خداحافظ

بیچاره ام ، خسته ام ، چشم انتظارم

توی این پس کوچه ها تنها نذارم

نیستی از تاریکی شب ها می ترسم


بی وفا دارم تو سرما میلرزم

می ترسم از غصه ها دووم نیارم


آخه هیچ نشونه ای از تو ندارم

آروم آروم دارم از غصه می میرم

تو بگو نشونتو از کی بگیرم

تو بگو نشونتو از کی بگیرم


می میرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم

می سوزم ، تو نیای چشمامو من به در می دوزم


میمیرم نگو رفتن واست فرقی نداره

من میرم اما گریه نکن دیگه فایده نداره

تموم زندگیم اینه ، من و بغض و در و دیوار

چی مونده از تن خستم که می خواد بشکنه این بار

می رم ، خداحافظ

می رم ، می رم ، می رم بدون وداع

می رم ، می رم ، می رم به خاطره ها

می رم ، می رم ، خداحافظ

+نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت5:42 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

همه دنیا واسه من خنجر کشیدند خنجر کشیدند

دل من توو این روزا خیلی گرفته

یادته اون روزی که دل تو رو شکسته بودم

حالا این دل شکسته مثل اون روزا گرفته

باورم کن باورم کن باورم کن باورم کن

که بدون تو میمیرم میمیرم

بی تو تنهام خیلی تنهام

خوب میدونی که تو غصه هام اسیرم

از یادم هرگز نرفتی اما از یاد تو رفتم

بی تو تنها توو خیابون زیر بارون می رفتم

دلمو شکستی اما نذاشتم توی غم بمیری

توی کویر خشک قلبم هنوزم عزیز ترینی

وقتی فهمیدی عزیزی منو تنها گذاشتی

تو همونی که می گفتی جز من هیچکس و نداشتی

باورم کن باورم کن باورم کن باورم کن

که بدون تو میمیرم میمیرم

بی تو تنهام خیلی تنهام

خوب میدونی که تو غصه هام اسیرم

بیا برگرد تا هنوزم توی قلبم خونه داری

یادته قول داده بودی که منو تنها نذاری

نه تنهام نذاری

بیا برگرد تا هنوزم توی قلبم خونه داری

یادته قول داده بودی که منو تنهام نذاری

+نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت5:31 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

هوا تو کردم دوباره

بازم دلم تنگ برات

اگر چه دوری از دلم

هنوزم می میرم برات

امید من ،سنگ صبور

باشه برو پیشم نیا

بزار که تنها بسوزم

تو غربت دلتنگیام

نه اینکه عاشق نباشم

نه اینکه دوستت ندارم
می خوام تو اوج بی کسی

سر روی شونت بزارم !

زخم زبون و صبر من

باور بکن حدی داره

یه قلب خالی از امید

آخر سوزوندن نداره

منی که حتی گریه هام

واسه تو تکراری شده

تو حرف مردم و نزن

نگو که جات خالی شده

نگاه سردت هنوزم

با خنده هات زجرم میده


حالا خودت من رو به این

 در به دری عادت بده


باور نداری هنوزم

عشق تو داغونم کنه

بخند به گریه های من

شاید که آرومم کنه

.....

بهش بگین دغ میکنم

دستش تو دستم نباشه

تموم خاطراتمون

نمک به زخمام میپاشه


بهش بگین خاطره هاش

 اتیش به جونم میزنه

آسمونم زمین بیاد

بگین فقط مال منه

تو لحظه های بی کسی

سهم من از تو دوریه

اگه صدام در نمیاد

دلتنگی و زوریه

هر روز غروب دلتنگتم

دوباره تنها میشینم

هر وقت که بارون میباره

تو رو کنارم میبینم

هر روز و هر شبم گناهه

بدون فقط تو رو میخوام


نگو که واست غریبم


نگو که خوابت نمیاد

بگو تو هم دوسم داری

بگو که دلتنگم میشی

من فقط از خدا میخوام

دوباره مهربون بشی

+نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت5:13 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

قسمت نشد ببینمت ،خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات
اگه یه وقت بگی نرو

رفتن پر از درده برام
گفتم صداتو نشنوم

ندیده از پیشت برم

پشت سرم زاری نکن

چی کار کنم مسافرم...
من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی،
بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی می میرم....

نامه رو تا تهش بخون
گریه نکن طاقت بیار
نامه رو خط خطی نکن
دو جمله رو هم دووم بیار

باور نکن یه بی وفام

نامه میذارم و میرم نه ،

قسمت زندگی اینه

به کی بگم مسافرم...


سهم من از تو دوری

تو لحظه های بی کسیم

قشنگی قسمت ماست


که ما به هم نمیرسیم

من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه

یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه

گل من خوب می دونی،

بی تو تک و تنهام عزیزم

اگه تو نباشی می میرم....

همیشه زنده می مونه با یاد تو ترانه هام

منو ببخش اگه بازم ، اشکام چکید رو نامه هام

دیگه تموم شد فرصت ، خاطره هام پیشت باشه

تموم خاطرات خوش ، خدانگهدارت باشه........

+نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت5:0 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

چند روزه نگاهت سرده

دیگه باورم نداره

چند روزه نگاهت سرده

دیگه باورم نداره

چند روزه دستای سردت

دستام و تنها میذاره
روز و شب نفس می باره

هر شبم شباش زیاده

چشماشو رو هم میذاره

اگه قلب تو سیاهه

قلب من روشن و نوریست


واسه من سنگ صبوری

فکر می کردم تو همیشه مهربونی

میرم اونجا بی تو باشم

بی خداحافظ بی نشونی

+نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت4:52 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

از تو گفتم یا شنیدم صد دفعه خوابتو دیدم

 
بس کن آی توی باغچه

عطر موهاتو شنیدم
 نمی دونی نمیتونی
 نمی دونی نمیتونی
 اینو از چشام بخونی

 
نمی دونی نمیتونی

 
نمی دونی نمیتونی

 
اینو از چشام بخونیکاشکی تنهام نمیذاشتی

غصه از اونجا شروع شد

که گفتی دوسم نداری

نمی دونی نمیتونی

نمی دونی نمیتونی

اینو از چشام بخونی

برو نمی خوام باشی جلو چشمام

گفتم میرم اما اول گوش بده حرفام

شب و روزم بی تو داره رنگ سیاهی

در و دیوار به من میگه نیستی کجایی

اشکی نمونده توی چشمام


کاشکی تنهام نمیذاشتی

غصه از اونجا شروع شد

که گفتی دوسم نداری

نمی دونی نمیتونی

نمی دونی نمیتونی

اینو از چشام بخونی

برو نمی خوام باشی جلو چشمام

گفتم میرم اما اول گوش بده حرفام

شب و روزم بی تو داره رنگ سیاهی

در و دیوار به من میگه نیستی کجایی

اشکی نمونده توی چشمام
میرم و بر نمی گردم

نمی دونی نمی تونی

نمی دونی نمیتونی

اینو از چشام بخونی

نمی دونی نمی تونی

نمی دونی نمیتونی

نمی دونی نمیتونی

نمی دونی نمیتونی

نمی دونی نمیتونی

اینو از چشام بخونی



+نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت4:35 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

دیگه مجبور نیستی هرجا که می ری

ازم اجازه ی رفتن بگیری

میشه با هرکی که میخوای بجوشی

اصلاً هرچی دلت میخواد بپوشی

میشه  به هرکی می خوای دل ببندی

یا با غریبه ها بگی بخندی

وقتی دیر می کنی یا میری جایی

دیگه نیستم بهت بگم کجایی

دیگه نیستم بهت بگم کجایی

...

نرو تنهام نزار با درد و غم هام

اگرچه دلخوری از خیلی حرفام

به قرآنی که از سایش گذشتم

به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام

 

نگو می بینمت یه روز دیگه

آخه احساس من اینو نمی گه

نمی تونم قبول کنم نباشم

تر و خشکت کنه یه مرد دیگه

تر و خشکت کنه یه مرد دیگه

...

خداحافظ همیشه بهتر ازمن

همیشه یا که هر جا سر تر از من

تو چشمات بهترین بودم تو دنیا

نمی دیدی اگرچه کمتر از من

خداحافظ که رفتم بی بهونه

از این خونه دلم بدجوری خونه

به جای سر به روی شونه من

تو یادم خاطرات تو می مونه

تو یادم خاطرات تو می مونه
...

اگه کوه طلا واست بیاره

اگه دنیارو زیر پات بزاره

بازم دستای خالیم خوب می دونن

که هیشکی قدر من دوست نداره

گلت خشک شد ولی هرگز نمرده

زمان بوی تورو از خونه برده

دلم خوش بود میای یه شب تو خوابم

ولی چند ماهه که خوابم نبرده

داری می ری ولی پیشت می مونم

واست هیچی نبودم خوب می دونم

ولی من در عوض هرجا که باشم

واست تا آخر عمرم می خونم

واست تا آخر عمرم می خونم

...

شاید خیلی چیزا می خواستی،اما

منم هیچی نداشتم پات بریزم

انقدر بغضمو پنهون کردم از تو

از اون روزی که تو رفتی ، مریضم

قدیما یادمه می رفتی جایی

همیشه یه خداحافظ می گفتی

چقدر آسون شدم باهات غریبه

بازم پشت سرم چیزی شنفتی؟

...

الان داغی نمی فهمی چی میگم

مدیونی اگه یادم بیفتی

+نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت8:8 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

قرار تنهایی ما روز جدایی فردا بود

خلاصه فردا واسه ما شروع کل دردا بود

فردا قرار بود منو تو از هم دیگه جدا بشیم

فردا قرار بود همدم گریه ی بی صدا بشیم

از تو چه پنهون گل من من خیلی وقنه بی تو ام

دیروز و فردا نداره برام چه سخته بی تو ام

یادش بخیر قلب تو بود برای من سنگ صبور

میخواستم عاشقت کنم هر جور شده حتی به زور

دیگه مجبور نیستی هر جا که میری ازم اجازه ی رفتن بگیری

میتونی با هر کی که میخوای بچرخی

اصلا هر چی که دلت میخواد بپوشی

میشه به هر کی دلت خواست دل ببندی

یا با غریبه ها بگی بخندی

وقتی دیر میکنی یا میری جایی دیگه نیستم بهت بگم کجایی

نرو تنهام نزار با دردو غم هام اگر چه دلخوری از خیلی حرفام

به قرانی که از سایش گذشتم به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام

نگو میبینمت یه روز دیگه اخه احساس من اینو نمیگه

نمیتونم قبول کنم نباشم ترو خشکت کنه یه مرد دیگه

خداحافظ همیشه بهتر از من همیشه یا که هر جا سر تر از من

تو چشمات بهترین بودم تو دنیا نمیدیدی اگر چه کمتر از من

خداحافظ که رفتم بی بهونه از این خونه دلم بدجوری خونه

به جای سر به روی شونه ی من تمام خاطرات تو میمونه

+نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت7:53 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

اینو زدم تا بدونی موقع رفتنت نبود

خدا نگهدارت باشه گرچه دلم راضی نبود

حق نداری که بگذری از حرف من به سادگی

زدم که یادت بمونه هر جا میری باید بگی

اینو زدم اما دلم که از تو دل نمیکنه

وای بمیرم رو صورتت جای انگشتای منه

گریه نکن عزیز من الاهی دستم بشکنه

اما بدون هر جا بری خاطره هات مال منه

برو ولی بدون که من میمونم توی حسرتت

اره الاهی بشکنه دستی که خورد تو صورتت

قربون گریه هات برم رفتنتم به دل نشست

باید پیاده شیم گلم قایقمون به گل نشست

اینو بدون فدات بشم تو بدترین وضعیتم

اینو زدم تا بدونی از دست تو ناراحتم

 تصمیمتو عوض نکن اگه میخوای بیری برو

درسته که زدم ولی خیلی دوست دارم تورو

الاهی قربونت برم خیلی برام بودی عزیز

از پیش من برو ولی خاطره هامو دور نریز

اینو زدم اما دلم که از تو دل نمیکنه

وای بمیرم رو صورتت جای انگشتا  ی منه


گریه نکن عزیز من الاهی دستم بشکنه

اما بدون هر جا بری خاطره هات مال منه

اگر چه داغونه حرمتی داره این خونه

زدم که جای حلقمون رو صورتت خونه کنه

الاهی قربونت برم اشکات اتیشم میزنه

اخ رو موهاشو ببین الاهی دستم بشکنه

اینو زدم داری میری یادت باشه مردی داری

اینو زدم یادم نبود بخوام نخوام باید بری

اینو زدم یاد بگیری اگرچه قیدمو زدی

وقتی که گفتم کجا جواب سر بالا ندی

+نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت7:16 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

بی تو ای روزای روشن واسه من تاریک و تازه

وقتی بی تو تک و تنها زندگیم منم نداره

از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم

فکر میکردم میرسی یه روز تو بیکسیم بدادم

گفتم لحظه ی اخر وسه من هنوز سواله

دیدن دوباره ی تو فقط تو خواب و خیاله

لحظه های اخر تو توی قلب من میمونه

هیچکسی مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه

رفتیو چشمای خیسم یادگاری از تو مونده

بی وفاییت هنوزم تو رو از دلم نرونده

چشم به راه تو میمونم تا که برگردی دوباره

دوست دار وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره

گفته ی لحظه ی اخر واسه من هنوز سواله

دیدن دوباره ی تو فقط تو خواب و خیاله

رفتی اما خاطراتت توی قلب من میمونه

هیچکسی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه

تا وقتی که زنده هستم چشم براه تو میمونم

تو دیگه رفتی که رفتی میای پیشم میدونم

اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگهدار

با چشمای خیسو گریون من میگم خدانگهدار

+نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت7:3 بعد از ظهرتوسط مصطفی | |

چند روزه توی اتاقم دارم از دوریت می میرم

دل من هواتو کرده هی شماره اتو می گیرم

اگه برداری می فهمی پشت خط کی چشم به راته

اونی که خودت رو می خواست حالا راضی به صداته

اینقدر می گیرمت شاید که برداری یه روز

تو که از حال خراب من خبر داری هنوز

مگه از یاد تو رفتم آخه قلبم بی گناهه

لااقل یه لحظه بردار بگو اصلا اشتباهه

زود قضاوت کردی اما مثل خونی تو رگم

کلی حرف آماده کردم اگه برداری بگم

این همه می گیرمت خوب چرا قطع می کنی

پشت خط موندم دوباره با کی صحبت می کنی

اینقدر می گیرمت شاید که برداری یه روز

تو که از حال خراب من خبر داری هنوز

مگه از یاد تو رفتم آخه قلبم بی گناهه

لااقل یه لحظه بردار بگو اصلا اشتباهه

+نوشته شده در جمعه 27 آبان1390ساعت3:2 قبل از ظهرتوسط مصطفی | |

دارم از غصه می میرم خدا کاری بکن اینبار

که دستای ظریفش رو تو دستام حس کنم یک بار

خدا کاری بکن اینبار خدای مهربون من

زبونم بند اومد ای وای کجا رفت هم زبون من

خدا کاری بکن مردم خدا اونم دلش تنگه

اگه می گه مهم نیستم با حسش داره می جنگه

اگه می گه تو فکرم نیست می خواد بیشتر پیشش باشم

درسته اون ولم کرده دلیل اشک چشماشم

خدا کاری بکن اون رفت ازت می خوام که برگرده

اینبار قدرش رو می دونم اگر چه اون ولم کرده

خدا بگو که برگرده

خدا کاری بکن زودباش خدا اون دیگه تنها نیست

خدا بهش بگو مردم چرا اون عین خیالش نیست

خدای مهربون من دلت میاد که تنها شم

بره عشقم تنک و تنها تا کی دلواپسش باشم

خدا کاری بکن زودباش خدا صبرم همینقدر بود

بگو حرفاشو بخشیدم بگو گنجایشم کم بودم

بگو تقصیر من بوده بگو حق داره می دونم

بگو به فکر جبرانه بگو قدرش و می دونم

بگو دیگه غرورش مرد می خواد پیش تو برگرده

بگو سختیه این روزا اون و از راه به در کرده

خجالت می کشم  از اون بگو چیزی نگه اومد

خدا پا در میانی کن شاید از من خوشش اومد

+نوشته شده در جمعه 27 آبان1390ساعت3:1 قبل از ظهرتوسط مصطفی | |

عزیزم دلخوری هام زیاد شده انگاری فصل خزون برگمه

می خوام سفره دلمو وا کن به خدا اینبار می گم چه مرگمه

اگه هی بیخودی دعوا می کنم خوب می خوام بهم محبت بکنی

به خدا بعضی روزا فکر می کنم که داری من و تحمل می کنی

جلوی غزیبه ها خیلی بده دستت و از توی دستام می کشی

خودم و گاهی به مردن می زنم تا شاید منت من رو بکشی

ارزومه یه دفعه جایی می ری بپرسی میشه برم یا که نرم

مطمئن باش که بهت می گم برو اما زود برگردی دردت به سرم

وقتی می بینم باهام غریبه ای فکر رفتن هی میفته تو سرم

اما چون طاقت رفتن ندارم می زنم به بی خیالی می گذرم

بی محلیات داره زجرم می ده دیگه از این وضعیت خسته شدم

چرا هی دروغ می گم نمی دونم انگاری زیادی وا بسته شدم

وقتی بی خودی می گم مریض شدم دوست دارم یه کمی دلواپس بشی

به خدا چیز زیادی نمی خوام چی میشه اگه یه کم عوض بشی

وقتی که سراغ تو نمی گیرم چی میشه یه بار سراغم بگیری

واسه این که بهت محبت بکنم دور از جونت تو هم یک بار بمیری

+نوشته شده در جمعه 27 آبان1390ساعت3:0 قبل از ظهرتوسط مصطفی | |

خداحافظ گل نازم کاشکی مهربون نبودی

می دونم سخته جدایی آخه عادت کرده بودی

بعد من خودم می دونم سقف زندگیت خرابه

اگه غیر اینه عشقم چرا چشمات خیس ابه

چرا چشمات خیس ابه سرت و بزار رو شونم

عاشقونه بغلم کن یا ازم بخواه بمونم

چرا شونه هات می لرزه مگه سردته گل من

اگه می گی خوب خوبی چرا خیسه شونه من

تو اصلا بگو ببینم چرا ساکتی نمی ری

مگه تو نخواستی از من قول موندن و بگیری

تو یه لحظه های رفتن سرت و بزار رو شونم

می خوام دل بکنم از تو یه کاری بکن نتونم

یه کاری بکن که دیگه حرف رفتن و نیارم

بزار اشکاتم بباره که حسابی کم بیارم

هی توی چشام نگاه کن که من م اشکی بریزم

هی ازم بخواه بمونم حس خوبیه عزیزم


+نوشته شده در جمعه 27 آبان1390ساعت2:57 قبل از ظهرتوسط مصطفی | |

خداییش اینطوی بود حال و روزم

خداییش حقمه اگه بسوزم ؟

من و از دست حرفات خسته کردی

خداییش بد من و وابسته کردی

آخه تو مشکل رو می دونستی

خداییش تو می خواستی می تونستی

جواب مهربونیم و ندادی

نگو نه قدرمو نمی دونستی

من و از دست حرفات خسته کردی

خداییش بد من و وابسته کردی

جوانیم و ازم راحت ربودی

خداییش اون که می گفتی نبودی

انصافا تو رفاقت کم گذاشتی

من عاشق رو اصلا دوست نداشتی

دل تنهام که رسما بود با تو

خداییش مشکل از من بود یا تو

حالا که رفتی و از من جدایی

سوالم اینه حقم بود خدایی ؟

خداییش حقمه تو اوج دردم

پیشم باشی و دنبالت بگردم

بهم عاشق شدن رو یاد دادی

چقدر زود من رو دست باد دادی

خداییش ساده بودم می دونستم

زیادی تو رو سر تر می دونستم

من و از دست حرفات خسته کردی

خداییش بد من و وابسته کردی

جوانیم و ازم راحت ربودی

خداییش اون که می گفتی نبودی

انصافا تو رفاقت کم گذاشتی

من عاشق رو اصلا دوست نداشتی

دل تنهام که رسما بود با تو

خداییش مشکل از من بود یا تو

+نوشته شده در جمعه 27 آبان1390ساعت2:56 قبل از ظهرتوسط مصطفی | |

حالا که تموم شد تو هم داری می ری

مبادا دست کسی رو بگیری

خدایا نگاه کن درست تو چه وقتی

پر از اشکم اما می خندم به سختی

گلوم و رها کن تو ای هق هق من

می موندم من و اون نبود عاشق من

مبادا که عشقم تو قلبش بمیره

می ترسم که دست کسی رو بگیره

بگین کار اینبار ازم بر نیومد

بگین کم آوردم یا صبرم سر اومد

بگین باز بیاد و به قلبم بشینه

بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه

تو احساس من رو چه راحت ربودی

اگه من شکستم مقصر تو بودی

مگه من رو در حد مردن ندیدی

تو دلخور نبودی چرا دل بریدی

دل روز و شب رو تو تنهایی سر کرد

اگر که تموم دعاهاش اثر کرد

بگین اون و دست خدامون سپردم

مقصر نبودم ولی پاش و خوردم

بگین خیلی وقته که صبرم سر اومد

بگین کاری کرده که دادم در اومد

بگین خیسه اشکه همه تار و پودم

بگین تا بدونه مقصر نبودم

راستی الان عزیز من سرت رو شونه کیه

صدای خنده های تو الان تو خونه کیه

روزای خوب زندگی تمومشون صرف تو شد

می گفتی راهمون جداست آخرشم حرف تو شد

+نوشته شده در جمعه 27 آبان1390ساعت2:55 قبل از ظهرتوسط مصطفی | |